مدتی پیش جهت آشنایی بیشتر دانشجویان با اساتید دانشکده تصمیم گرفتیم تا به صورت مستمر مصاحبه ای با این عزیزان داشته باشم. لذا برای شروع موفق شدیم با دکتر وحید ابوطالبی گفتگوی اختصاصی داشته باشم. بدون شک این مصاحبه یکی از کامل ترین مصاحیه ها می باشد و جا دارد از ایشان به علت وقت زیادی که در اختیار ما گذاشتند تشکر فراوان به عمل آوریم.
دکتر وحید ابوطالبی
متولد: 1353
فارغ التحصیل از مدرسه نمونه ملک ثابت
لیسانس الکترونیک از دانشگاه شریف
فوق لیسانس مهندسی پزشکی از دانشگاه شریف
دکتری مهندسی پزشکی از دانشگاه صنعتی امیر کبیر
"دانشجو تجربه ای که در محیط دانشگاه کسب می کند فقط منحصر به درسی که خوانده است نیست. اگر یک دانشجو از محیط دانشگاه، فقط درسش را یاد بگیرد و برود، به نظر من ضرر کرده است، چرا که این محیط مطالب خیلی بیشتری دارد که دانشجو می تواند یاد بگیرد. "
"یک نکته خیلی مهم باید مورد توجه قرار گیرد که معمولا آفت کارهای دانشجویی است: این که دانشجو کنترل امور از دستش خارج می شود."
"تصور غلطی است که متاسفانه در ذهن بعضی از دانشجویان دانشگاه وجود دارد و به نظر من خیلی به آنها لطمه می زند. واقعیت این است که من هم منکر تفاوت بین سطح علمی دانشجویان دانشگاه یزد و دانشگاه هایی مثل شریف و تهران و امیرکبیر نیستم، اما فکر می کنم که در ذهن بعضی از دانشجویان این فاصله خیلی بزرگتر از فاصله واقعی آن تصور می شود."
"هدف از انتشار مجله می تواند اطلاع رسانی به دانشجویان کارشناسی یا کارشناسی ارشد در مورد موضوعات جدید و به روز در مهندسی برق باشد؛ می تواند آموزش یک سری مسائل کاربردی خارج از سیلابس درس ها به دانشجویان (خصوصا کارشناسی) باشد؛ می تواند محلی برای تمرین دانشجویان برای ترجمه یا تالیف مقاله و انتشار نتایج علمی کارهایشان باشد؛ می تواند یک رسانه خبری برای دانشجویان دانشکده باشد و یا حتی ترکیبی از همه این هدفها در کنار هم."
**پیشنهاد می شود حتما متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید**
ضمن عرض خوش امد به شما جهت ورود به دانشکده برق در ترم جاری، لطفا مختصری از خودتان بگویید.
بنده هم خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم. به هر حال وقتی انسان درشهر خودش باشد، این احساس رضایت را دارد که بهتر می تواند دینی را که شهرش بر گردنش داشته، ادا کند. البته طبیعی است که کار در شهرهای بزرگ و دانشگاههایی که در این شهرها هستند هم مزایای خاص خود را دارد، ولی به هر حال باید فرد باید با توجه به مزایایی که هر کدام از اینها دارند، یکی را انتخاب کند. من هم از چند سال پیش به فکر این بودم که اگر شرایط مناسبی جور شود به دانشگاه یزد بیایم و مهم ترین مشکل این بود که دانشگاه یزد رشته مهندس پزشکی را نداشت (و ندارد!). به هر حال قسمت این بود که بالاخره به دانشگاه بیایم و خوشحالم که در خدمتتان هستم.
در مورد سوابق، من دوره دبیرستان مدرسه نمونه باقرالعلوم (ملک ثابت فعلی) بودم. سال 71 دیپلم ریاضی فنی گرفتم وهمان سال در رشته الکترونیک دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم. دوره لیسانس را تا بهمن ماه سال 1375 در آنجا گذراندم که نه ترم طول کشید. در مهر 76 فوق لیسانس مهندسی پزشکی دانشگاه شریف قبول شدم، که آن هم تا بهمن 78 (5 ترم) طول کشید. چون رشته مهندسی پزشکی برای ما که رشته کارشناسی مان الکترونیک بود، 6 واحد جبرانی فیزیولوژی داشت، طول دوره ارشدمان هم 1 ترم بیشتر از گرایش های دیگر برق بود.
بعد از آن هم در مهرماه 79 دکترای مهندسی پزشکی امیرکبیر را قبول شدم که تا اوایل سال 85 طول کشید.
در ان زمان دانشگاه شریف ،کارشناسی مهندسی پزشکی داشت ؟
نه، دانشگاه شریف کلا دوره لیسانس مهندسی پزشکی را نداشته و ندارد. ما هم در دوره ارشد، در واقع دانشجوی گرایش بیوالکتریک که زیر مجموعه دانشکده برق بود. در واقع دانشکده برق دانشگاه شریف در مقطع ارشد پنج گرایش داشت: الکترونیک، مخابرات، ، کنترل، قدرت، و بیوالکتریک. کلا وضعیت مهندسی پزشکی در دانشگاههای مختلف (چه داخلی و چه خارجی) به این شکل است که دو مدل مختلف برای این رشته وجود دارد. مهندسی پزشکی سه گرایش اصلی دارد: بیوالکتریک، بیو مکانیک و بیو متریال. بیوالکتریک در واقع مرتبط با مهندسی برق، بیومکانیک مرتبط با مهندسی مکانیک و بیومتریال مرتبط با متالورژی یا مهندسی شیمی است. در بعضی دانشگاه ها مثل دانشگاه امیر کبیر این سه رشته با هم شده ودانشکده مهندسی پزشکی را تشکیل داده اند. اما در برخی دانشگاههای دیگر مثل دانشگاه شریف، گرایش بیوالکتریک زیرمجموعه دانشکده برق، گرایش بیومکانیک زیرمجموعه دانشکده مکانیک و گرایش بیومتریال زیرمجموعه دانشکده متالورژی یا مهندسی شیمی است. البته معمولا این دو مدل معمولا از لحاظ سیلابس درسی چندان تفاوتی با هم ندارند. برای مثال چیزهایی که ما در رشته بیو الکتریک دانشکده برق شریف خوانده بودیم، چندان تفاوتی با آنچه دانشجویان رشته بیوالکتریک دانشکده مهندسی پزشکی امیرکبیر خوانده بودند نداشت.
سوال بعدی این است با توجه به حضور برادر بزرگتر شما جناب آقای دکتر حمید زضا ابوطالبی در رشته برق، ایا انگیزه و یا احیانـا اجباری برای تحصیل شما در رشته برق بود؟
به هر حال نمی شود تاثیر آن را انکار کرد، اما این که اجباری باشد، نه! طبیعتا وقتی دو نفر به فاصله سنی یک سال از هم در یک خانواده و در یک محیط در حال تحصیل هستند ، احتمال اینکه مسیرها و انتخاب های مشابهی داشته باشند زیاد هست. من و آقای دکتر (حمیدرضا ابوطالبی) هم همین طور بودیم، البته با این تفاوت که ایشان لیسانس مخابرات را انتخاب کردند و من الکترونیک. جالب است که ایشان به نظر من از معدود کسانی بودند که هم در رشته تحصیلی و هم در زمینه کار علمی کاملا ثابت قدم بودند، چون گرایش ایشان در هر سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکترا، مخابرات بود و زمینه پروژه های ایشان هم در هر سه مقطع پردازش گفتار بود.
به هر حال سال 70 که آقای دکتر مخابرات شریف قبول شدند (و من درگیر درس خواندن برای کنکور و انتخاب رشته بودم) سیگنالهایی که از طریق ایشان در مورد دانشگاه شریف به من می رسید، در انتخاب رشته و دانشگاه من موثر بود. البته با این تفاوت که من در لیسانس گرایش الکترونیک را انتخاب کردم و بعد با توجه به اینکه پروژه لیسانس من در زمینه مهندسی پزشکی بود، در کارشناسی ارشد و دکترا گرایش بیو الکترونیک را انتخاب کردم.
_ببخشید می توانم بپرسم هر کدام متولد چه سالی هستید؟
من متولد 1353 هستم و ایشان (آقای دکتر حمیدرضا ابوطالبی) متولد 1352.
_با توجه به اینکه شما استاد یکی از دروس اصلی رشته مهندسی پزشکی در دانشگاه امیر کبیر بودید، درس فیزیک پزشکی، و به طور انحصاری شما این درس را تدریس می کردید،چه شد که از دانشگاه امیرکبیر جدا شدید و به دانشگاه یزد آمدید؟
البته بین دانشجویان مهندسی پزشکی، فیزیک پزشکی به عنوان درس اصلی رشته تلقی تمی شد، با اینکه به نظر من درس مهمی بود. تدریس آن هم واقعا در انحصار بنده نبود، فقط به دلایل مختلف، چند سال بود که من این درس را ارائه می دادم.
اما در مورد سوالتان، واقعیت این است که این طور نبود که من از دانشگاه امیرکبیر جدا شوم، یعنی در واقع همکاری من با دانشگاه امیرکبیر به صورت حق التدریسی بود، نه استخدامی. من در خرداد 85 دفاع دکترا کردم، اما خب از یکی دو سال قبل از آن، طبق آنچه در دانشکده ما رسم بود که برخی از دانشجویان دکترا دروس کارشناسی را تدریس میکردند، من هم درس های فیزیک پزشکی و مدار منطقی را می گفتم. اتفاقا خاطرات تدریس این دو درس و دانشجویانی که داشتم، از شیرین خاطراتی است که از دوره حضورم در دانشگاه امیرکبیر دارم. بعد از دفاع دکتری در خرداد 85، قضیه استخدام و گزینش و مصاحبه و ... پیش آمد. همان طور که گفتم، از همان اول این نکته هم در ذهنم بود که اگر جایگاه مناسبی در دانشگاه یزد هم برایم باشد، دوست دارم به یزد بیایم. به هر حال در شهر خود و در کنار خانواده بودن مزیت بزرگی هست. از طرف دیگر این مشکل هم بود که اگر زمینه کار یک نفر، مطابق زمینه تحصیلش نباشد، کمی حس می کند آن زحمتی که برای تحصیل در آن گرایش خاص کشیده، دارد تلف می شود. در واقع دو طرف یک سری مزایا و یک سری معایبی داشت. به هر حال من هم دورادور از طریق آقای دکتر (حمیدرضا ابوطالبی) پیگیر وضعیت دانشگاه یزد بودم که آیا دانشگاه قصد گسترش و ایجاد رشته های جدید مثل مهندسی پزشکی را دارد یا نه؟ بالاخره کم کم کفه به سمت یزد چرخید و با توجه تمایل دانشگاه برای گسترش رشته های جدید، برای دانشگاه یزد درخواست استخدام دادم و روال مصاحبه و گزینش و ... را طی کردم. اساتید دانشکده هم لطف داشتند و روی آمدن من نظر مثبت دادند و این چنین شد که از اول این ترم به یزد آمدم.
-خب حالا قطعأ این سوال پیش می آید که ایا خواستار اضافه شدن مهندسی پزشکی هستید و آیا تاکنون تلاش کرده اید؟
مطمئناپیگیر هستم ، اما به شکل صحیح آن. من خودم موافق این راه نیستم که اول یک رشته را به صورت نصفه نیمه و ناقص راه بیندازیم و بعد کم کم تکمیلش کنیم. البته این را هم نمی گویم که از روز اول همه چیز باید آماده باشد، چون این طور هم هیچ وقت رشته راه نمی افتد. به هر حال راه انداختن یک رشته جدید یک پروسه است و یکی از مهمترین بخش های آن جذب هیئت علمی است. در این زمینه آقای دکتر آقا بزرگی و آقای دکتر تدین و خود من من پیگیر آن هستیم که دانشجویان دکترا یا فارغ التحصیلانی را که یزدی باشد یا تمایل به آمدن به یزد داشته باشند را پیدا و جذب کنیم. به نظر می رسد برای راه اندازی فوق لیسانس مهندسی پزشکی بیوالکتریک باید حداقل دو نفر استاد حضور داشته باشند تا بتوانند دروس مختلف این رشته را پوشش بدهند. غیر از بحث راه اندازی رشته بیوالکتریک، احتمالأ در ترم آینده یکی از دروس لیسانس مهندسی پزشکی به نام "مقدمه ای بر مهندسی پزشکی" به عنوان درس اختیاری در دانشکده ارائه می شود. فعلا در حال جمع کردن مطالب درسی آن هستم و انشاء ا.. در تابستان جزوه آن را آماده کنم تا در ترم بعد ارائه شود.
_نظر شما در خصوص جو دانشگاه یزد و به خصوص دانشکده برق چیست؟جو بین دانشجویان،بین اساتید و بین دانشجویان و اساتید را به طور کلی چگونه می بینید؟
البته فعلا چون هنوز حدود دو ماه بیشتر نیست که به اینجا آمده ام، نمی توانم ارزیابی دقیقی نمی توانم بکنم. اما در طی همین مدت فکر می کنم جو خوبی است و صمیمیت بین اساتید و همین طور رابطه اساتید و دانشجویان نسبت به دانشگاههای دیگر خوب است. البته دانشگاه امیرکبیر نیز جو دوستانه ای داشت. وضعیت در شریف قدری فرق می کرد. در شریف (لااقل در زمان ما) جو دانشکده رسمی تر و قانونمند تر بود، اما در عوض این مزیت را هم داشت که به طور کلی نظم و انظباط بهتری داشت.
در مورد وضعیت درسی و میزان علاقه دانشجویان اینجا هنوز نمی توانم ارزیابی درستی بکنم، چرا که این ترم فقط درس مدار را در دانشکده دارم و در مورد درس مبانی برق هم چون به هر حال درس غیر اصلی رشته های دیگر است نمی توان بر اساس آن قضاوت نمود.
_ با توجه به اینکه شما تاکنون در دو دانشگاه معتبر بوده اید،نظر شما در مورد فعالیت های فوق برنامه دانشجویان واصطلاحا فعالیت های دانشجویی چیست؟ مانند فعالیت های انجمن علمی / آیا دانشجویان به این نوع فعالیت ها هم بپردازند ویا فقط در دوران تحصیل به درس خود توجه کنند ؟
در مورد فعالیت های فوق برنامه، چه علمی وچه فرهنگی، کلا موافق هستم. خود من هم در دوران لیسانس و ارشد (در دوره دکترا وضعیت فرق می کرد) برای این طور قضیه ها نسبتا زیاد وقت می گذاشتم و فکر می کنم لازم هم هست. چون دانشجو تجربه ای که در محیط دانشگاه کسب می کند فقط منحصر به درسی که خوانده است نیست. اگر یک دانشجو از محیط دانشگاه، فقط درسش را یاد بگیرد و برود، به نظر من ضرر کرده است، چرا که این محیط مطالب خیلی بیشتری دارد که دانشجو می تواند یاد بگیرد. اتفاقا چیزی هم که دانشجو بعدا در محیط کاری به آن نیاز دارد فقط درسی که خوانده نیست، بلکه بسیاری از نکات غیر درسی مثل روحیه کار گروهی و ... هم هست که دانشجو می تواند خیلی از آنها را در محیط دانشگاه تجربه کند.
به همین دلیل من با کارهای دانشجویی کاملا موافق هستم، اما یک نکته خیلی مهم باید مورد توجه قرار گیرد که معمولا آفت کارهای دانشجویی است: این که دانشجو کنترل امور از دستش خارج می شود. من با این که خودم نسبتا زیاد فعالیت های دانشجویی داشتم، اما همیشه حواسم بود که حجم این کارها از کنترلم خارج نشود. دوستانی زیادی داشتم که کم کم بیش از حد به سمت فعالیت های دانشجویی کشیده می شدند. عموما خاصیت این گونه فعالیت های دانشجویی هم به این صورت است که کم کم آدم را بیشتر و بیشتر جذب می کنند. عموما چون این کارها برای بسیاری از دانشجویان از درس خواندن جذاب تر هستند، کم کم رشد نامتعادلی پیدا می کنند و زمان های درسی او را نیز اشغال می کنند و این به نظر من بزرگترین آفت بیشتر فعالیت های دانشجویی است. اگرچه کم نیستند افرادی که پس از جذب در این گونه فعالیت ها، کلا از مسیر علمی خارج شده و در همان زمینه ها به پست ومقام اجرایی یا فرهنگی خوبی هم رسیده اند و واقعا هم موفق تر هم شده اند، اما به نظر می رسد هزینه ای که برای این دانشجو شده شده تا در زمینه تحصیل علمی اش صرف شود و جایگاهی که توسط او در دانشگاه اشغال شده و به افراد دیگر نرسیده است، تلف شده باشد. در مجموع با این فرض که کار دانشجویی، کنترل شده و البته هدفمند باشد کاملا موافقم.
_ فعالیت انجمن علمی کنونی دانشکده برق را در مدت زمانی که در این دانشکده حضور داشتید چگونه دیدید؟ چه پیشنهادی برای بهبود آن دارید و به طور خاص در مورد مجله انجمن علمی ( فیلتر ) چه نظرات و پیشنهادی دارید؟
باز هم با توجه به مدت محدودی که بوده ام، خیلی ارزیابی دقیقی نمی توانم بکنم. اما در مجموع با توجه به اطلاعیه هایی که می بینم، برگزاری کارگاه های آموزشی ، مجله ای که منتشر می شود و دیگر برنامه ها، در مقایسه با دانشگاه های دیگر و گروه های دانشجویی دیگری که دیده ام، گروه فعالی به نظرم می آید. در مورد مجله، به نظر من نکته ای که باید حتما مورد توجه قرار گیرد این است که لااقل خودمان دقیق و مطمئن بدانیم که هدف از انتشار مجله چیست؟ مخاطبان آن چه کسانی هستند؟ در مورد این که هدف چه باید باشد، خیلی اصرار خاصی ندارم. هدف شما می تواند اطلاع رسانی به دانشجویان کارشناسی یا کارشناسی ارشد در مورد موضوعات جدید و به روز در مهندسی برق باشد؛ می تواند آموزش یک سری مسائل کاربردی خارج از سیلابس درس ها به دانشجویان (خصوصا کارشناسی) باشد؛ می تواند محلی برای تمرین دانشجویان برای ترجمه یا تالیف مقاله و انتشار نتایج علمی کارهایشان باشد؛ می تواند یک رسانه خبری برای دانشجویان دانشکده باشد و یا حتی ترکیبی از همه این هدفها در کنار هم. من هیچ تاکیدی ندارم که شما هدفتان کدام یک باشد. هدف را شما که گردانندگان مجله هستید باید انتخاب کنید. تاکید من این هست خود شما باید به طور شفاف هدفتان را بدانید و سعی کنید هم در دراز مدت و هم در کوتاه مدت (یعنی در هر شماره از مجله) به سمت رسیدن به این هدف حرکت کنید.
- به نظر شما چگونه می توان دانشجویان را بیشتر به مسائل علمی وکاربردی دروس گذرانده شده آشنا ساخت ؟
در حقیقت نمی دانم وضعیت برنامه ریزی برای بازدیدهای علمی در دانشگاه چگونه است ؟ چرا که بازدید علمی می تواند گزینه مناسبی باشد.
-فعلا خارج از سرفصل دروس برای انجمن علمی به سادگی قابلیت برگزاری بازدید نیست اما در انجمن علمی کل سعی در تدوین آیین نامه برای آن است.
غیر از بازدیدهای علمی که می تواند بسیار آموزنده باشد، برگزاری سمینارها و کارگاه های آموزشی هم روش خیلی خوبی است. به نظر من بهتر است خیلی هم مساله را بزرگ نکنید که در اجرای آن دچار مشکل شوید. سمینارها می تواند به سادگی توسط یکی از ذانشجویان (کارشناسی ارشد و یا حتی کارشناسی) که در زمینه خاصی کار کرده و تا حدی مسلط هست، ارائه شود. می توانید هر از گاهی از اساتید هم بخواهید که در یکی از زمینه های تخصصی خودشان یک سمینار ارائه کنند. به نظر من اگر یک برنامه منظم ماهیانه برای برگزاری سمینارها باشد، هماهنگی و اطلاع رسانی آن هم ساده تر می شود و کم کم در دانشکده جا می افتد.
-پس همین جا قول ارائه یک سمینار در زمینه رشته خودتان را برای بعد از میانترم ها از شما می گیریم .
انشاالله در خدمت خواهم بود.
بسیار ممنون. جناب آقای دکتر ابوطالبی در پایان چه نصیحتی برای دانشجویان دارید؟
نکته ای که بد نیست در پایان اشاره ای به آن بکنم، تصور غلطی است که متاسفانه در ذهن بعضی از دانشجویان دانشگاه وجود دارد و به نظر من خیلی به آنها لطمه می زند. واقعیت این است که من هم منکر تفاوت بین سطح علمی دانشجویان دانشگاه یزد و دانشگاه هایی مثل شریف و تهران و امیرکبیر نیستم، اما فکر می کنم که در ذهن بعضی از دانشجویان این فاصله خیلی بزرگتر از فاصله واقعی آن تصور می شود. و عملا لطمه ای که دانشجو از این ذهنیت می خورد بیشتر از لطمه ای است که از ضعف علمی اش می خورد. مثلا وقتی من در کلاس (مدار یا مبانی برق) دارم یک مثال را حل می کنم و حل مساله کمی سنگین می شود، گاهی از گوشه وکنار کلاس زمزمه هایی می آید که: اینجا که دانشگاه شریف نیست! و ... . به نظر من این بزرگترین توهینی که یک دانشجو می تواند به شخصیت خودش و دوستانش بکند. حتی اگر به هر دلیلی شما در کنکور سراسری رتبه دانشجوی شریف را نیاورده باشید و دانشگاه یزد قبول شده باشید، به هر حال الان هر دو دانشجوی مهندسی برق هستید و دلیلی ندارد که شما تفاوتی بین خودتان و دانشجوی دانشگاه شریف قائل شوید و مرتب از موضع ضعف صحبت کنید. اتفاقا به نظر من باید تلاش دانشجو این باشد که حتی اگر در گذشته هم ضعفی داشته، آن را جبران کند و به سطح دانشجویان دانشگاه های خوب برساند.
با تشکر فراوان وممنون از این که وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
من هم برای همه دانشجویان دانشکده، خصوصا شما و همه دوستان فعال انجمن علمی دانشکده آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.